روایتی از یک زندگی (بخش هیجدهم)-سرکوب شیعیان،سوختن کابل، غارت مردم
توطئهی سرکوب شیعیان
حضور نیرومند نیروهای شیعه اعم از مجاهدین حزب وحدت و حرکت اسلامی در شهر کابل و تسلط آنها بر بخشی از مناطق شهر و ادارات دولتی برای رهبران و فرماندهان اتحاد هفتگانه سابق و حامیان پاکستانی و عربی شان غیر منتظره و تحمل ناپذیر بود. آنها در طول دوران جهاد کوشیده بودند که مجاهدین شیعه از امکانات بین المللی محروم مانده و ضعیف نگهداشته شوند تا نتوانند به عنوان گروههای جهادی مستقل در صحنه سیاسی افغانستان تبارز پیدا کنند. ادامه...
سوختن کابل، غارت مردم و مهاجرت دوباره
در شرایطی که رهبران و فرماندهان گروهای جهادی به جان هم افتاده و آتش جنگ زبانه میکشید گروههای تبه کار، غارتگران و فرصت طلبان از هر گروه، قوم و مذهبی در هرگوشه و کنار شهر کابل سر برآورده و زیر پوشش یکی از احزاب جهادی به غارتگری و جنایت میپرداختند.صدها پوسته و دستهای در سر هر چهار راه و هر محلی ایجاد شده جان و مال مردم را غارت میکردند، یکی بنام پشتون، یکی بنام هزاره، یکی بنام تاجیک و قس علیهذا. ادامه...